یادداشت؛

زندگی فلافلی با سس خردل، سبک مرسوم مدیریت امروز کشور

به زبان ساده مردم درگیر این هستند که شکم خود و خانواده‌شان را چگونه پر کنند. شاید مسئولان ما تاکنون فلافل نخورده باشند، اما گستردگی و همه‌گیر شدن فلافل خوری در اغذیه فروشی‌ها را می‌توان نشانه و مصداق عینی (شکم پر کردن) دانست.

به گزارش پایگاه خبری صدای جویا از اصفهان حمیدرضا عسگری طی یادداشتی آورده است ؛ این روزها به هر موضوع و سوژه‌ای که بپردازیم، مصداق گسترش نا امیدی و سیاه نمایی است! یا چشمان ما نقاط قوت را نمی‌بیند و یا مثل همیشه دیدن واقعیت‌ها و گفتن از آن تلخ است.

هزینه زندگی بسیار بالاست و درآمد قشر کثیری از جامعه کفاف مخارج را نمی‌دهد. بسیاری از مردم با قرض گرفتن و دست‌به‌دست کردن پول، زندگی خود را به پایان ماه می‌رسانند و با مجدداً با شروع برج، همین روال ادامه خواهد داشت.

اما این پایان کار نیست، این سبک و سیاق زندگی کردن تا زمانی جواب می‌دهد که مانع و چالشی در مسیر زندگی ایجاد نشود. کافی است یک بیماری یا یک هزینه اضافی بر مخارج زندگی اضافی شود. دیگر نمی‌توان با قرض گرفتن و دست‌به‌دست کردن تا سر ماه زندگی را چرخاند و به قولی طرف کم می‌آورد!

وضعیت زندگی امروز ما وارد دره بحران معیشت گردیده است. در این بحران دیگر بحث هدر رفت انرژی و یا اعتراض به بدرفتاری با حیوانات خانگی، چالش عمومی تلقی نمی‌شود. به زبان ساده مردم درگیر این هستند که شکم خود و خانواده‌شان را چگونه پر کنند. شاید مسئولان ما تاکنون فلافل نخورده باشند، اما گستردگی و همه‌گیر شدن فلافل خوری در اغذیه‌فروشی‌ها را می‌توان نشانه و مصداق عینی (شکم پر کردن) دانست. فلافل ارزان‌ترین ساندویچ در میان اغذیه‌فروشی‌هاست و گسترش این صنعت غذایی نخودی در سطح شهر معنا و مفهوم خاصی دربر دارد!
وقتی بحث تحریم و برهم خوردن برجام در میان باشد، یا خروج توتال و لوک اویل از صنعت نفت مطرح شود، و یا خروج خودروسازان و لغو قرار داد بوئینگ سر تیتر اخبار باشد، کسی به فلافل فروش شدن و فلافل خور شدن مردم توجه نمی‌کند! تبعات این وضع بر طبقه متوسط و ضعیف به‌روشنی دیده می‌شود.

مردم اگر دل و دماغی داشته باشند، برای پرهیز از پرداختن شهریه باشگاه‌های ورزشی، باید شب‌ها به پارک بروند، به سبب افزایش هزینه‌های درمان به دمنوش های گیاهی دل‌خوش کنند، به سبب نداشتن تأمین هزینه تحصیل فرزندان کلیه بفروشند، از ترس تأمین مخارج زندگی ازدواج نکنند، و با توجه به گرانی مرغ و گوشت، فلافل با سس خردل بخورند!

آیا عدالت اجتماعی، همین زندگی فلافلی است که با سس تند و تلخ برای مردم ساندویچ درست کرده ایم و ناچار به خوردن آن هستند؟! امروز سبک (شکم‌پرکنی) در مدیریت کشور ما تبدیل به یک الگو شده است و در عرصه‌های مختلف می‌توان اجرای آن را مشاهده کرد.

در اکثر مراتب و مراحل زندگی، جامعه را وادار به قبول حداقل‌ها کرده‌ایم و انتظار داریم ضمن پذیرش این وضعیت، نقش خود را به‌عنوان یک شهروند متمدن، یک نیروی انقلابی و متدین، یک دانشمند وطن‌پرست، یک جوان پرشور و هیجان و نهایتاً یک کشور پیشرو و تأثیر گذار در نظام جهانی، به‌خوبی اجرا کنند و اصل ۴۴ را هم فراموش نکنند!. مگر می‌توان به یک ورزشکار فلافل داد و از او خواست قله اورست را فتح کند!

شاید این سبک و مدل شکم‌پرکنی با فلافل طی سال‌های اخیر جواب داده باشد، اما مسئولان باید در نظر داشته باشند که این فلافل خوری موجب درد معده و نارضایتی از خوراک فعلی خواهد شد. امروز مردم از زندگی لاکچری و مرفه بسیاری از صاحبان قدرت و ثروت مطلع‌اند و یک بوم و دو هوای فعلی را نمی‌توانند قبول کنند.
عدالت اجتماعی به‌منزله فلافل خوری اکثریت و کباب خوری برخی دیگر نیست و از سوی جامعه نیز پذیرفتنی نخواهد بود. اگر اوقات خوش بسیاری از مردم رفتن به پارک و خوردن یک ساندویچ فلافل است، چطور می‌توان تور گردی دور اروپا و چالش‌های مانکن فرزندان برخی مسئولان کشور را توجیه کرد.

قصد به میان کشیدن ژن و تاختن به شکاف عمیق طبقاتی میان مسئولان و مردم را نداریم، بلکه خواستار توجه مسئولان به میزان مشکلات و کمبودهای مردم عادی جامعه هستیم. بالاخره شاید برخی در جریان خدمت به ملت و کشور بیشتر تلاش کرده‌اند و قطعاً سهم بیشتری از امکانات و تسهیلات خواهند داشت و مردم هم به همان فلافل با سس خردل راضی‌اند. امیدواریم وضعیت کنونی ما را به جایی نبرد که روزی از بله‌ی (لقمه) نون و پنیرو گوجه و خیار بنویسیم…

انتهای پیام/د

موضوعات مرتبط

شما هم می توانیددیدگاه خود را ثبت کنید.

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است.

- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد.

Top