قصه‌ی تلخ کشتن خود و دیگری در ایران

قصه‌ی تلخ کشتن خود و دیگری در ایران

فعال سیاسی و اجتماعی گفت: اینجا جاده جان می‌گیرد، اسلحه‌ی سرد و گرم جان می‌گیرد، آتش جان می‌گیرد، قرص جان می‌گیرد، طناب جان می‌گیرد! آیا برای ختم این جان گرفتن‌ها عزمی هم جان خواهد گرفت؟!

به گزارش پایگاه خبری جویاآنلاین از اصفهان عبدالصاحب ناصری؛ فعال سیاسی _اجتماعی؛ تیرماه ١٣٩۶ طی یادداشتی با عنوان «قصه‌ی تلخ کشتن خود و دیگری» آورده است: کودک سه‌ساله‌ای در یکی از روستاهای ایلام، به دلیل اختلاف ملکی میان دو برادر، توسط عمویش به ضرب کلنگ کشته شد!!

وی ادامه می‌دهد: نگاهی گذرا به رسانه‌های استان ایلام، خبر از فجایعی می‌دهد که در یک جامعه‌ی سالم وقوع هر کدام از آن‌ها می‌تواند آن جامعه را برای مدت‌ها در شوک روانی قرار دهد! اینجا آدم‌ها در سکوت جامعه مرگبار قربانی می‌شوند! اینجا فعل کشتن به سهولت صرف می‌شود!! کشتم، کشتی، کشت،…

این فعال سیاسی و اجتماعی تصریح می‌کند: ارجمندترین عنصر عالم وجود، جان آدمی است و این عنصر چه آسان و ارزان ستانده می‌شود.

وی بیان می‌کند: ابزار مرگ یا خودرو است، یا برنو، یا کلاشینکف، یا اسلحه‌ی ساچمه زنی، یا قمه و چاقو، یا آتش ناشی از مواد قابل اشتعال چون نفت و بنزین، یا قرص برنج، یا طناب و… تفاوت ندارد اینجا فعل کشتن بر روی چه کسی واقع می‌شود، خود یا دیگری!!!

ناصری اظهار می‌کند: در چهار ماه نخست سال ۱۳۹۶ آنچه من از رسانه‌ها احصاء نموده‌ام؛ و احتمالا آمار خیلی بیشتر از این باشد؛ ۱۶ نفر توسط دیگران به‌صورت عمد به قتل رسیده‌اند، آمار خودکشی و تصادفات فوتی را اضافه کنید تا بدانیم که اینجا جان آدم چه مفت از کف می‌رود و ما چه آسان به همزیستی مسالمت‌آمیز با این مصیبت تن داده‌ایم!

وی تأکید می‌کند: اینجا مرگ بر کبیر و صغیر رحم نمی‌کند، و ما از اینکه حاکمان و متولیان امور برای دفع این بلا کدامین چاره‌ی علمی و عملی اندیشیده‌اند، بی‌اطلاعیم! شاید روزی آن گلوله بر سینه یا آن قمه در قلب ما یا عزیز ما هم جا بگیرد!

این فعال سیاسی و اجتماعی ادامه می‌دهد: اینجا جاده جان می‌گیرد، اسلحه‌ی سرد و گرم جان می‌گیرد، آتش جان می‌گیرد، قرص جان می‌گیرد، طناب جان می‌گیرد! آیا برای ختم این جان گرفتن‌ها عزمی هم جان خواهد گرفت؟! اینجا بازار کشتن جان دارد؛ خودکشی، دیگر کشی، نخبه کشی، برادرکشی و…؛ اینجا خواب ما هم جان دارد، نه صدای شلیک به هم نوع و نه فریادهای آنکه در درون شعله می‌سوزد و نه صدای فرود آمدن کلنگ بر فرق کودکی سه‌ساله، خواب ما را پریشان نمی‌کند! چه سنگین است بار این اندوه بر دل‌هایی که فریادشان شنیده نمی‌شود! اینجا قصه و سریال تلخ کشتن گویا پایانی ندارد؟! اینجا کس مویه‌ای بر این مصیبت نمی‌سراید! اینجا قصه‌ی قتل کودک سه سال به اندازه‌ی قتل کودک هفت‌ساله کام‌ها را تلخ نمی‌کند و وجدان‌ها را نمی‌آزارد!

اینجا سکوت مشتری دارد!

انتهای پیام/ج

موضوعات مرتبط

شما هم می توانیددیدگاه خود را ثبت کنید.

- کامل کردن گزینه های ستاره دار (*) الزامی است.

- آدرس پست الکترونیکی شما محفوظ بوده و نمایش داده نخواهد شد.

Top